چه کنم؟ - همه تنها

همه تنها
ورود شما به همه تنها را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مازیار آجودانی
تبلیغات


نمی‌دانم چرا رفتی

نمی‌دانم چرا ، شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی‌دانم کجا، تا کی، برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می‌بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی‌داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمانِ چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد،

من بی تو تمام هستی‌ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آنکه می‌دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام

برگرد!

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی‌وفاییها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پائیزی‌ترین ویرانی یک دل

میان غصه‌ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی‌دانم چرا؟ شاید به رسم و عادت پروانگی‌مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ | ۸:٤٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

امکانات وب