بخند

 

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی ...!؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من 

غصه هایت برای من 

همه بغضها و اشکهایت برای من ...

اذیتها ، آزارها و عصبانیت هایت برای من ...

فقط بخند برایم ، بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را

صدای همیشه خوب بودنت را

تا من هم یکبار خنده را تجربه کنم فقط بخند ، همین ...

/ 0 نظر / 21 بازدید