خودم و...

من در این راه دراز

به دنبال نوری

دستی

فانوسی

به دنبال صدایی حتی

برای من شدن

به دنبال از خویش به خود نزدیکتر میگردم...

شاید نگاهی حتی

نگاهی از جنس چشمان  تو

از جنس من به من نزدیکتر

مثل آن گل که به سمت نور خورشید میدود

قلب من در آستانه ی چشمانت

به سمت تو کشیده میشود

من در این راه طویل

به دنبال همانم که پی من میگشت

اما راه را برعکس رفت

رفت و رفت ... من نظاره گر رفتنش

تا به خود امدم دلم هوای بودنش را میکرد

گر دیدینش که به بیراهه میرفت

بگویید کسی در پی اش میگردد

گر پرسید چه کسی؟

تنها نگاهی

از جنس من کافیست

میدانم نگاهی که مرا صرف کند

اورا به بامن بودن پای بند کند

/ 4 نظر / 14 بازدید
بازنده

سلام خوبین؟وب من قابل شمارونداره من لینکت کردم توهم بااسم بازنده منو بلینک

بازنده

سلام خوبین؟وب من قابل شمارونداره من لینکت کردم توهم بااسم بازنده منو بلینک

E.A20

salam...hih kho nemdunam chejuri begam....ama in 2.3ta sher k neveshT dar vaghe male webe mane!hala begzarim k male khodaman o manba ro naneveshT!ama mohem injas k b khatere inkar kheilia fk kardan sheramo dozdidam ama badan didan k tarikh ha sedgh nemikone!kho age manba ro mineveshti shaiad mishod sabet kard k in 3ta sher male mane![ناراحت] akhe Sme shera ro ham avaz karD!yam hast yadat hast....fekre man....va rahe deraz!100% khodet fahmiD k kudum sheraro migam va modire kudum web hastam![افسوس]