روز های من...

من ، روز خویش را با آفتاب روی تو ، کز مشرق خیال دمیده ست آغاز می کنم ، من با تو می نویسم و می خوانم ، من با تو راه می روم و حرف می زنم ، وز شوق این محال که دستم به دست توست ، من جای راه رفتن پرواز می کنم...

/ 0 نظر / 10 بازدید